تبليغاتX
.:: سنگ قبرم را نمیسازد کسی...مانده ام در کوچه های بی کسی...بهترین دوستم مرا از یاد برد...سوختم خاکسترم را باد برد ::.

.::نگاه تلخ ____________نگاه تلخ____________نگاه تلخ ::.

نگاه تلخ

نگاه تلخ



چرا وقتی كه آدم تنها می شه
غم و غصه اش قد يك دنيا می شه
ميره يك گوشه پنهون می شينه
اونجا رو مثل يه زندون می بينه
غم تنهايی اسيرت می كنه
تا بخوای بجنبی پيرت می كنه
وقتی كه تنها می شم اشك تو چشام پر می زنه
غم میاد يواش يواش خونه ی دلم در می زنه
ياد اون شب ها می افتم زير مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه، می نشستيم، من و يار
غم تنهايی اسيرت می كنه
تا بخوای بجنبی پيرت می كنه
می گن اين دنيا ديگه مثل قديما نمی شه
دل اين آدما زشته، ديگه زيبا نمی شه
اون بالا باز داره زاغه ابرا رو چوب می زنه
اشك اين ابرا زياد ولی دريا نمی شه
غم تنهايی اسيرت می كنه
تا بخوای بجنبی پيرت می كنه

کسی غير از تو نمونده اگه حتی ديگه نيستی

همه جا بوی تو جاری خودت اما ديگه نيستی

نيستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه

ميون رنگين کمون خاطرات عاشقونه

آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام

خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام

لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه

تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه

می شکنم بی تو و نيستی

 به سراغم نمی آيی که ببينی

بی تو می ميرم و نيستی

تو کجايی تو کجايی که ببينی

 شب بی عاطفه برگشت ، شب بعد از رفتن تو

شب از نياز من پر ، شب خالی از تن تو

با تو گل بود و ترانه ،با تو بوسه بود و پرواز

گل و بوسه بی تو گم شد بی تو پژمرده شد آواز

آخرين ستاره بودی تو شب دلواپسی هام

خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هام

لحظه هر لحظه پس از تو شب و گريه در کمينه

تو ديگه بر نمی گردی آخر قصه همينه

می شکنم بی تو و نيستی

به سراغم نمی آيی که ببينی

بی تو می ميرم و نيستی

تو کجايی تو کجايی که ببينی

 

+نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت عاشقی17:12 دوست دار شمارسول برادری|

**** JavaScript Codes