تبليغاتX
.:: سنگ قبرم را نمیسازد کسی...مانده ام در کوچه های بی کسی...بهترین دوستم مرا از یاد برد...سوختم خاکسترم را باد برد ::.

.::نگاه تلخ ____________نگاه تلخ____________نگاه تلخ ::.

نگاه تلخ

نگاه تلخ



وپايان

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت عاشقی23:22 دوست دار شمارسول برادری|

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق

که نامی خوشتر از اینت ندانم

و گر_ هر لحظه _  رنگی تازه گیری

به غیر از زهر شیرینت نخوانم

تو زهری، زهر گرم سینه سوزی

تو شیرینی، که شور هستی از توست

شراب جام خورشیدی که جان را

نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست

به آسانی مرا از من ربودی

درون کوره غم آزمودی

دلت آخر به سرگردانی ام سوخت

نگاهم رابه زیبایی گشودی

بسی گفتند : _  دل از عشق بر گیر !

که : نیرنگ است و افسون است و جادوست!

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم

که او زهر است،اما... نوشداروست!

چه غم دارم که این زهر تب آلود

تنم را در جدائی می گدازد

از آن شادم که در هنگامه درد

غمی شیرین دلم را می نوازد

اگر مرگم به نامردی نگیرد :

مرا مهر تو در دل جاودانی است

وگر عمرم به ناکامی سر آید

تو را دارم که، مرگم زندگانی است.

 

 

يه عاشق هيچ وقت از غم جدايي نمي هراسه

 

چرا .............؟

 

چون اگه معشوقه ، معشوقه باشه ساز جدايي نميزنه

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت عاشقی23:20 دوست دار شمارسول برادری|

 

کاش هرگز به اين دنيا نيامده بودم .

و حال که آمده ام کاش زودتر مرگم فرا رسد .

آخر چگونه ميتوان در اين دنيا زندگی کرد ؟

دنيايی که در آن آدم ها روزی چندين بار عاشق می شوند .

دنيايی که در آن عشق را تنها در ويترين کتابفروشی ها ميتوان يافت .

دنيايی که در آن محبت و صداقت مرده و جای آنها را بی وفايی و دروغ گرفته .

دنيايی که در آن دروغ عادت ٬ بی وفايی قانون ٬ و دل شکستن سنت است .

دنيايی که در آن عشق را بايد به بها خريد !

 

دنيا رو نگه دارين ميخوام پياده شم .

برات تنگ مي شه، مي رم پشت ابرها زار زار گريه مي كنم. پس هر وقت بارون رو ديدي، بدون كه دلم برات تنگ شده يادت باشه

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسيكه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو شود.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت عاشقی23:17 دوست دار شمارسول برادری|

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت عاشقی10:39 دوست دار شمارسول برادری|

دوستت دارم 

+نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت عاشقی14:22 دوست دار شمارسول برادری|

تنهایی

تو غریبه من یه عاشق که برات دل نگرونه


فاصله بین من و تو اززمین تا آسمونه


روزای خوبه گذشته کاشکی بر میگشت دوباره


شبای سرد جدایی باز میشد پراز ستاره


کاش میدیدم که نگاهت پر عشقه مهربونه

 
از لب تو میشنیدم غزلای عاشقونه


تن من پر از شکایت دل من پر از حکایت

 
من میخواستم با تو باشم برسم تا بی نهایت

 
تو هنوز تو آسمونی من زمینم که اسیرم

 

 من بازم در انتظارم که نفس از تو بگیرم

نشد برم   نشد بیاد    نشد ولی شاید بیاد    واسم دعا کنید زیاد

واسم دعا کنید زیاد

+نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت عاشقی14:21 دوست دار شمارسول برادری|

**** JavaScript Codes