نگاه تلخ |
مي گويند: "فرشتگان ، رحمت الهي را به خانه هايمان مي آورند " وچه لذتي دارد تماشاي فرشته اي ، كه به در همسايه ما مي كوبد!!!
خداحافظ
+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت عاشقی16:46 دوست دار شمارسول برادری|
+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت عاشقی13:30 دوست دار شمارسول برادری|
به خاطر کسی که دوستش داری
غرورت رو بشکن ولی به خاطر غرورت دل کسی رو که دوست داری نشکن
عشق را به تن کردم وبرهنه شدم از تما م دلتنگیها...
ا
دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که میسوزد نه دیداری نه بیداری نه دستی از پی یاری مرا آشفته میداند چنین آشفته بازاری تمام عمر بستیم وشکستیم بجز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفرکردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراری ست دنیا چه رنجی از محبتها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم نگاه آشنا در این همه چشم ندیدیم وندیدیم وندیدیم سبکبالان ساحلها ندیدند به دوش خستگان باریست دنیا مرا با در اوج حسرتها رها کرد عجب یار وفا داریست دنیا میان آن چه باید باشد ونیست عجب فرسوده دیواریست دنیا عجب خواب پریشانیست دنیا
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() +نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت عاشقی13:13 دوست دار شمارسول برادری|
چراغ های خانه ات روشن بود
هزار سال است که نامت را بر بازوی قلبم خالکوبی کرده ام
خسته:و تو خسته تر از ان بودی که حتی بیندیشی که چقدر دوستت دارم +نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت عاشقی13:1 دوست دار شمارسول برادری|
هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذ ري تا بتوني صاحبش بشي همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آوای غمگین دلت باشد افسوس ... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد ... براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم
و من نیز در حسرت امدن عشقم...
+نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت عاشقی16:18 دوست دار شمارسول برادری| _______________%%
یه جمله به همه شما دوستانم دوستت تون دارم از صمیم قلبم. و تو را...
+نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت عاشقی16:12 دوست دار شمارسول برادری| خدا حافظ از اینجا پر از غمه خسته شدم می خوام بیرم قلبمو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم موندن هر گز خدا حافظ دیگه میرم اگه یه روز دردای دنیا بریزه تو قلب من ستاره ها خاموش بشن تو اسمون شب من من میمیرم دیگه میرم خدا حافظ دیگه رفتم غایب ثانیه منم هر جایی ساعت ببینم عقربه هاشو میشکنم دل میسوزه ازم نخوا بیشتر ازین اسیر این قفس باشم هچی نمونده از دلم خاکستر رو اتیشم ریزه ریزه دل میسوزه خسته شدم دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام بارون غصه میبارید میباره تو ترانه هام عاشق بودم خسته شدم خسته شدم دیگه میرم گریه نکن دل بیا بیریم از عشق دیگه نگیم درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم
گریه میکنم تا شاید دلم از این غصه مهیب رهایی یابد
+نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت عاشقی16:3 دوست دار شمارسول برادری| شب من تیره تاره رنگ چشمای تو داره وقتی چشمات تویه خوابه شب من مهمونی داره محبت رو خداوند توی چشمای تو داره تا کنی من رو محبت تا کنی منو خجالت شب من تیره و تاره رنگ چشمای تو داره اخه چشمات چیزی رو داده که به من شب رو نداده اخه شب هم که نداره که به من بده ستاره که به تو بگم عزیزم که اینم ستاره من شب من تیره و تاره اما شاید که بخوابه
بازم بارو ن میباره وقتی چشات تو خوابه اشگمو در مییاره با اون ابر سیاهش زیر بارون مینشینم زمزمه ای میخونم این دله نو امید رو سوی خدا میخونم بازم بارون می باره اینکه غصه نداره پشت ابر سیاهش خورشید بازم می تابه +نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت عاشقی10:43 دوست دار شمارسول برادری|
+نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت عاشقی10:36 دوست دار شمارسول برادری| دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم |