نگاه تلخ |
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد +نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت عاشقی18:37 دوست دار شمارسول برادری|
چراغ اتاقمو خاموش كردم دور تادورم رو شمع روشن كردم مي خوام يه شعر بگم از دل تنگيام ، از خسته گيام .از كسي كه منو تنها گذاشت ،از كسي كه دنياي قشنگمو روي سرم خراب كرد .ميخوام بازم از دلم برات بگم از غم و غصه و اشكاي توي دلم بگم مي خوام بازم از تو و چشات بگم از تو و اون بي وفاييات بگم از غم روز جداييمون بگم بگم از حسرت يكسال انتظار بگم از گريه هاي پنهوني توي اين اتاق باز مي خوام گريه كنم رو شونه هات بازمي خوام بگم وقتي كه رفتي بي خيال يك بهار و يك زمستون من نشستم تا بياي باز مي خوام مثل قديما ، اون روزا باز بگم دوستت دارم اندازه ستاره هاولي حالا خيلي ديره اينو من خودم مي دونم مي دونم دلت اسيره
+نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت عاشقی18:34 دوست دار شمارسول برادری|
| صفحه نخست |