نگاه تلخ
ارزوم
اره دوستت دارم سادست ولی چرا!!!!
چشاتو دیدمو شکستم بی صدا
میمیرم برات میمیرم برات
نمیدونستی میمیرام بی تو بدونه چشات
رفتی از برم نمیدونستی که دلم بسته به سازه صدات
ارزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات
نمیخوام بیای نمیخوام میونه تاریکیه من تو حروم بشی
نمیخوام ازت نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
برو تا بزرگی میخوام ارزوم بشی
+نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت عاشقی12:54 دوست دار شمارسول برادری|
صفحه نخستپست الکترونيکآرشيو وبلاگلينكدوني مشخصات نویسندهآرشيو لينكدونينوشته هاي پيشين دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 لينك دوستانتقدیم به همه ابجی هاسبودلخستگان ره عشقاواز سکوتدریای عشقi love youarajife3tadivoonesweet heartبارانپرواز را به خاطر بسپارعشق زیباستهرچه دلت میخواد بگو•´`•.¸.•´¸.•* SINGLE *•.¸`•.¸.•´`•سلطان قلببانوی شبدل قاصدک هم میتپدارمغان نی لبک هادانشگاه پیام نور ساوهتولد سبزخاطرات بارانیتبسم تلخمرگ عشقاخرین سربازنیناحرفهای دیدنیقاصدک مسافردفتر عشقاتوسادل شکسته در نیمه شبglass heartرهگذر مهتاباشکیک عشق زیباصدای شعر امروزمهشیدعطر شکوفه های سیبشانس شقایقیشعرایی تنهایینفسم تنهام بی توقالبهاي رايگان فارسيطراح قالب رسول برادریپشتيباني بلاگــــفا.كـام