نگاه تلخ |
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ میدانی دیشب در عمق تنهایهایم ..در سکوت پایان ناپذیر اتاقم...دلم برای خودم سوخت و خاکستر شد
+نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت عاشقی16:36 دوست دار شمارسول برادری|
+نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت عاشقی16:21 دوست دار شمارسول برادری| ابجی گلم کاش برای همیشه کنارم بودی دوباره با یه لبخند فاصله ها را کم میکردیم و باز هم یه شاخه گل تقدیم تو باد هر کجا که باشی گلم
وقلبم اگه چه تیر خوده عشق توست اما باز چشم براهت دوخته
ومنتظر براهت هست برگرد
+نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت عاشقی14:37 دوست دار شمارسول برادری|
و منتظرت هستم که بیبای و دوباره با یک بوسه عشق را به من تقدیم کنی
و هر غروب به انتظارت مینشینم وبه افق خیره میشوم تا شاید از پس ابر بارانی بیرون امده و قطرات عشقت را ببیارانی
و هنوزم پس از گذشت چند ماه باز هم دوستت دارم مثل همیشه
زندگی میکنم با غمم و با خاطرات گذشته ام
و این بود سرنوشت من ای کاش ...
کاش میشد دورت بگردم ....
+نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت عاشقی12:28 دوست دار شمارسول برادری|
| صفحه نخست |