نگاه تلخ |
کاش الان اغوش گرمت سر پناه خستگیم بود دو تا چشمات پر اندوه واسه دل شکستگیم بود ارزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه واسه چی خدا نخواسته من تو اغوش تو باشم قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم همه هستس قلبم تو دو حرف خلاصه میشه عشق تو. بودن با تو. دو نیاز زندگیشه پرم از ترانه تو . گرچه واژه ها حقیرن خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستمو میگیرن راز عشق منو هیشکی غیر مهتاب (ماه شب تنهاییام)نمیدونه تنها شاهد واسه غصه . گریهو تنهاییم اونه وای اگر من این نبودم کاش میشد پرنده باشم تا از این دوری از تو بتونم بلکه رها شم یه پرنده شم شبونه بکشم پر به خیالت برسم به لونه تو بگیرم سر زیر بالت زندگیم رنگ خدا بود اگه تنها تو رو داشتم! اگه میشد واسه گریه رو شونت سر میذاشتم...
با صدات دوست دارم رو تو کوشم داد زدی
+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت عاشقی11:21 دوست دار شمارسول برادری|
تویه اولین نگاهت قصه دلم رو بردی عشق و رو قلب شکستم به جای غمام نشوندی انگاری کم شده اشکام برای تنهایی دل اما با داره می باره واسه حرمت نگاهت دل من اروم می گیره وقتی چشما تو میبینم تو دلم قصه میمیره وقتی چشما تو میبینم وقتی از تو مینویسم گونه هام دوباره خیسن قلبمم مال خودم نیست نمی تونم ننویسم همه واژه های خوبو واسه چشات نوشتم واسه قلب پر از عشق واسه گلم نوشتم گلای سرخ تو قلبم فقط از تو جون میگیره حتی نبض این ترانم میزنه با اسم ماهت همه خواب هر شب من داره از چشات نشونی تویه خاطرات سردم تویی که واسم میمونی
+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت عاشقی11:11 دوست دار شمارسول برادری| اروم بگیر تو دستام عزیز اسمونی
+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت عاشقی11:3 دوست دار شمارسول برادری|
| صفحه نخست |